- کلیپ سایه خورشید
- کلیپ ولنتاین
- کلیپ دلتنگی های من
- کلیپ شهر غم
- کلیپ برگ
- کلیپ بانوی مهتابی
- کلیپ جدایی
- کلیپ من و میوشا
- دانلود فلش پلیر
- آوای آزاد
- آرشيو پيوندهاي روزانه
- شهریور 1388
- دی 1387
- مهر 1387
- خرداد 1387
- دی 1386
- مرداد 1386
- تیر 1386
- خرداد 1386
- اردیبهشت 1386
- فروردین 1386
- اسفند 1385
- Akharin-Istgah
- گل یاس
- ام اس و یه دل تنها
- رازهای دل
- پسرک شمع فروش
- oneace
- آن لحظه که ازنیاز انسان
- معلم،عشق،دانشجو(غریب آشنا)
- سرگرمی جوک اس ام اس
- دانلود موسیقی بختیاری
- شعر و عکس و موسیقی
- سفیر سبز
- بالاتر از سیاهی
تو دل یه دشت عور........یه مترسک سوت و کور
بروی پای چوبی............تو فکر روزای دور
روزی که کار و کشت بود.....دنیا واسش بهشت بود
قلب چوبیش همیشه...شاد از این سرنوشت بود
اما حالا چشم اون......زمین خشکو میپاد
پیرهن پاره اون...می رقصه با ساز باد
کلاه حصیریشو...پاره کرد کلاغ زشت
چه جوری باور کنه..... جهنم شد اون بهشت
دستای بازش فقط...به امید یاری ان
نمیدونه که چرا...گنجیشکا فرارین
پیوند
دلم تنگه برای من
منی که حالا همه میگن شده آدم بزرگ
منی که من می شناختمش خودش شده یه پاگرگ
دلم تنگه برای من
منی که دلخوشیش فقط عروسکی گچی بود
تو دنیای کوچیک اون نه شر و نه بدی بود
دلم تنگه برای من
برای مدرسه و شیرینی دیکته بیست
برای چکمه هام میگم که دیگه قد پام نیست
دلم تنگه برای من
نه این منی که پیش روم نشته یخزده و سرد
منی که واسه کفترش دو روز تمام گریه کرد
دلم تنگه برای من
منی که خوردنیهاشو به هر کی می رسید میداد
نه این منی که دنیارو فقط واسه خودش می خواد
پیوند دی ۱۳۸۷
پشت شيشه برف می بارد
پشت شيشه برف می بارد
در سكوت سينه ام دستی
دانه اندوه می كارد
مو سپيد آخر شدی ای برف
تا سرانجامم چنين ديدی
در دلم باريد ... ای افسوس
بر سر گورم نباريدی
چون نهالی سست می لرزد
روحم از سرمای تنهائی
می خزد در ظلمت قلبم
وحشت دنيای تنهائی
ديگرم گرمی نمی بخشی
عشق، ای خورشيد يخ بسته
سينه ام صحرای نومیديست
خسته ام، از عشق هم خسته
غنچه شوق تو هم خشكيد
شعر، ای شيطان افسونكار
عاقبت زين خواب دردآلود
جان من بيدار شد، بيدار
بعد از او بر هر چه رو كردم
ديدم افسون سرابی بود
آنچه می گشتم به دنبالش
وای بر من، نقش خوابی بود
ای خدا ... بر روی من بگشای
لحظه ای درهای دوزخ را
تا به كی در دل نهان سازم
حسرت گرمای دوزخ را؟
ديدم ای بس آفتابی را
كاو پياپی در غروب افسرد
آفتاب بی غروب من!
ای ديغا، درجنوب! افسرد
بعد از او ديگر چه می جويم؟
بعد از او ديگر چه می پايم؟
اشك سردی تا بيفشانم
گور گرمی تا بياسايم
پشت شيشه برف می بارد
پشت شيشه برف می بارد
در سكوت سينه ام دستی
دانه اندوه می كارد
فروغ
چه دراز سایم . چه کبود پاهام
من کجا خوابم برد ؟
یه چیزی دستم بود کجا از دستم رفت ؟
من میخوام برگردم به کودکیم
قول میدم پامو از خونه بیرون نزارم ، سایمو دنبال نکنم
تلخ تلخم مثل یک خارک سبز
سردم و میدونم زمانی دیگه خرما نمیشم
چه غریبم روی این خوشه صاف
من کجا خوابم برد ...!
من میخوام برگردم به کودکیم
نمیشه ! کفش برگشت برامون کوچیکه
پا برهنه نمیشه برگردم
پل برگشت توان وزن ما رو نداره برگشتن ممکن نیست
برای گذشتن از ناممکن کی رو باید ببینم ؟
رویا رو ؟
رویا رو کجا باید زیارت بکنم؟
در عالم خواب ؟ خواب به چشمام نمی یاد .
بشمار تا سی بشمار :
یک و دو ، یک و دو ، سه و چهار ، سه و چهار
پنج وشش ...
حسین پناهی
من به دیماه تعلق دارم و به فصل سرما
فصل زندگی کوتاه آدم برفی های معصوم
فصل گرسنگی گنجشکهای سر بهوا
و فصلی که باغها عروس کلاغها می شوند
و من باز هم از خود سوال می کنم که آیا..
آیا اردیبهشت مرا با عشق به خود راه داد؟!
پس چرا بند ناف من شیره محبت را به مویرگهای
ظریفم نرساند؟!
پیوند دی ۱۳۸۶
موهای به این خوشگلی رو کی داره؟هیشکی فقط تو...
این چشمای نازو کی داره؟ هیشکی فقط تو داری..این لبای خوشگل و نازو کی دار؟هیشکی فقط تو..
آخ پریا با اون دستای کوچیکش نازم می کرد و اشکامو پاک می کرد..چقدر قشنگ حرف می زد و
منو ناز می کرد..خیلی امشب دلم گرفته بود اشک امونم و بریده بود..هر چه بیشتر فکر می کردم که تنهام و کسیو ندارم داغون تر میشدم....اما وقتی با دستای کوچیکش موهامو ناز می کرد و ماچم می کرد دلم خیلی آروم گرفت یه حس خوب داشتم...مثل بچه شدم و اینکه پریا مامانم شده چقدر
حال میده نوازش...خیلی ادای بزرگترا رو در میارم من اهلش نیستم من هنوز بچه ام هنوز به.....محبت مامانم نیاز دارم.
زندگی زندون تنگه با همه بر سر جنگه
چه جوری برات بگم من دلا امروز همه سنگه
نگاه کن از توی ايوون گربه گنجيشکارو خورده
گل خوشبختی ما رو يه کسی چيده و برده
روی سنگفرشای خونه غير مشتی برف نمونده
يه کسی با خاک باغچه روی پرها رو پوشونده
می دونستم می دونستم يکی دست ما رو خونده
پر خاکستر اينجا چه کسی آتيش سوزونده
نگاه کن تيرهای چوبی که روی سقف اطاقه
همشون و من شمردم گاهی باچشم گاهی با دل
من و تو با هم غريبه سينه هامون پر کينه
هر دو زخمی هر دو تنها ای خدا زندگی اينه
روی سنگفرشای خونه غير مشتی برف نمونده
يه کسی با خاک باغچه روی پرها رو پوشونده
می دونستم می دونستم يکی دست ما رو خونده
پر خاکستر اينجا چه کسی آتيش سوزونده
خواننده:کيوان
عشق من در کدامین آسمان پر میزنی؟
آیا تو هنوز هم در اندیشه ی منی؟
بالهایت فقط به آسمان من عادت داشت
خداوند فقط در زمین من دانه می کاشت
کدامین طوفان تو را از دیار من برد؟
چگونه یاد من در قلب مهربانت مرد؟
پیوند۱۳/۱۰/۱۳۸۵
امشب بازم تو رویا تو اومدی سراغم
مثل هرشب دوباره باز اومدی بخوابم
دستای مهربونت منو نوازش می کرد
مثل وقتی که رفتی دستات دیگه نبود سرد
گفتم تنهام نذاری حالا که بهت رسیدم
نبودی تا ببینی چه زجری من کشیدم
باهم رفتیم تا صحرا پرسه زدیم تو گلها
گفتی دوست دارم من بازم مثل قدیما
مثل دوتا پروانه به هر کجا پریدیم
برای زندگیمون خط و نشون کشیدیم
گفتی واسه همیشه اومدی تا بمونی
فقط واسه دل من از عاشقی بخونی
دستت تو دست من بود رفتیم تا آسمونها
از ته دل خندیدیم نشستیم روی ابرا
باد اومدو دوباره تو رو ازم جدا کرد
مگه نگفتی دستام دیگه نمی مونه سرد
حالا که نیستی پیشم هرشب بیا تو خوابم
تا از وجود گرمت روشن بشه اطاقم
پیوند ۱۳۸۴
اگه دست خود من بود پا تو دنیا نمی ذاشتم
گل عشق و آرزو رو توی قلبم نمی کاشتم
اگه چشمامو می خوندی همیشه پیشم می موندی
رفتی اما ندونستی منو از ریشه سوزوندی
اگه دست خود من بود راه رفتنو می بستم
واسه خاطرت عزیزم هر دلی رو می شکستم
هر کسی قسمتی داره توی آلبوم زمونه
یکی دل میکنه میره یکی تا ابد می مونه
حالا قسمت من این شد تو گذشته جا بمونم
تو که پر کشیدی رفتی من دیگه از کی بخونم
پیوند ۱۳۸۳